AzadAndish.ir :. محمود دولت آبادي: بهتر است سيمين را کنار جلال دفن کنند

   English  
صفحه اصلی | آرشیو | پیوندها | خبرنامه | ارسال مطلب | تماس با ما شنبه 01 مهر 1396،September 23 ,2017
اکنون زني که در 9 دهه از زندگي‌اش، ادبيات ايران را به جهانيان شناساند، به تاريخ پيوسته و روزگار يادواره‌هاي همسايه نيمايوشيج فرا رسيده است.
کد خبر : 656 تاریخ انتشار : 11:8 - 21 اسفند 1390 تعداد بازدید : 6408

اکنون زني که در 9 دهه از زندگي‌اش، ادبيات ايران را به جهانيان شناساند، به تاريخ پيوسته و روزگار يادواره‌هاي همسايه نيمايوشيج فرا رسيده است. محمود دولت‌آبادي، يکي از بزرگان ادبيات ايران است که امروز از سوگ سيمين مي‌گويد، از اينکه اي کاش او را در کنار آل احمد دفن کنند و اي کاش نگذارند، خانه‌اش بيغوله شود.

آخرين همسايه داستان نويس نيما يوشيج هم به تاريخ ادبيات ايران پيوست. زني که در 9 دهه از زندگي‌اش، نوشت، کشف کرد، ادبيات ايران را به جهانيان شناساند و در نهايت روز 5 شنبه همزمان با روز جهاني زن براي هميشه آرام گرفت و چه روزي بهتر از چنين روزي که سيمين دانشور به گردن ادبيات زنان در ايران حق بزرگي دارد. حالا او در ميان ما نيست، کسي که به گفته محمود دولت آبادي با رمان «سووشون» طرحي نو در ادبيات ايران درافکند و باعث شد که رمان بار ديگر جايگاه خود را در جامعه ايراني باز کند. اما همزمان با مرگ آن بانوي ادبيات سوال هاي زيادي درباره آثار به جا مانده از او و موضوع ثبت خانه مرحومه دانشور به عنوان مکاني براي دور هم جمع شدن نويسنده ها مطرح شده، سوالاتي که در گفتگويي کوتاه، محمود دولت آبادي به آن پاسخ داده است:

 
 
به عنوان اولين سوال، چرا خانم دانشور در ادبيات معاصر ايران يکي از شخصيت هاي مهم به حساب مي آيند با اين که کتاب هاي کمي را منتشر کرده اند؟
واقعيت اين است که خانم دانشور در ادبيات داستاني ايران، شخصيت مهمي است چرا که زماني به خلق «سووشون» پرداخت که متاسفانه گروهي اين عقيده را جا انداخته بودند که دوره رمان‌نويسي به سرآمده است و مردم ديگر حوصله خواندن رمان را ندارند. اما انتشار رمان سووشون و استقبال خوانندگان از آن، اين بحث ها را يک سره خنثي کرد. خانم دانشور با اين رمان طرحي نو در ادبيات ايران درافکند و باعث شد که رمان بار ديگر جايگاه خود را در جامعه ايراني باز کند. بعد از انتشار اين رمان هم دو رمان مهم ديگر يعني «شوهر آهو خانم» و «همسايه ها» منتشر شد و ادبيات معاصر ما يکي از مسيرهاي اصلي خود را دوباره باز يافت.
 
از ديدگاه شما خانم دانشور در ادبيات زنانه ايران چه جايگاهي داشتنئد؟
به اعتقاد من ادبيات زنانه و مردانه نيست و بايد براي بررسي آن فارغ از جنسيت به آثار نگاه کرد و آن ها را مورد نقد قرار داد.
 
شما با خانم دانشور در طول اين سال ها چگونه ارتباط داشتيد؟
بعد از انقلاب ارتباط ما بيشتر به صورت تلفني بود؛ يا ايشان لطف مي کردند و با بنده تماس مي گرفتند و يا من با ايشان تماس مي گرفتم.
 
با توجه به اين که هر دو داستان نويس بوديد چرا سطح اين ارتباط و ارتباط هايي از اين دست در بين نويسندگان ديگر نيز در طول اين سال ها کاهش پيدا کرده؟
متاسفانه بعد از انقلاب فطرتي اتفاق افتاد که يک مقوله تاريخي است و بايد درباره ايجاد اين فطرت، آقايان توجيهاتي داشته باشند، البته ما هم خالي از ايراد نبوده ايم.
 
بر اساس اظهارات سازمان ميراث فرهنگي، بناست که خانه مرحوم دانشور به ثبت ملي درآيد و محلي براي جمع شدن نويسندگان شود، نظر شما در اين باره چيست؟
درباره به ثبت رسيدن منزل نيما يوشيج که در همسايگي خانه مرحوم آل احمد و دانشور بود و هست، به توصيه جوانان، من اين پيشنهاد را مکتوب کردم و در آن زمان به مسئول مربوطه اش، آقاي زم که رياست سازمان حوزه هنري را بر عهده داشت، سپردم. ايشان نيز اين پيشنهاد را پذيرفتند اما در مراحل بعدي شنيدم که کار با مشکلاتي مواجه شده است. درباره منزل مرحوم آل احمد و  دانشور هم ثبت فرهنگي بنا، اقدام بسيار خوبي است و مطمئنا اهل ادبيات از آن استقبال خواهند کرد، تنها اميدوارم که اين مکان انحصاري نشود.
 
آن طور که اعلام شده قرار است خانم دانشور را در بهشت زهرا به خاک بسپارند، اين در حالي است که همسر ايشان يعني جلال آل احمد در قبرستاني در شهرري به خاک سپرده شده، به نظر شما بهتر نبود که ايشان در کنار همسرش به خاک سپرده شود؟
مهمترين تصميم در اين زمينه به عهده خانواده آن مرحوم است؛ هر جا که آن ها بخواهند بايد اين تدفين انجام شود اما به نظر من منطقي تر بود که خانم دانشور در کنار همسرش دفن مي شد. آن طور که من اطلاع دارم درباره دفن در قبرهاي قديمي تا سه طبقه هم فتوا موجود است. بنابراين اگر از من نظري مي خواستند، پيشنهادم اين بود که روي قبر آل احمد که بيش از 30 سال از درگذشت او گذشته، خانم دانشور را دفن مي کردند.
 
اما به نظر مي رسد اين کار عملي نباشد چرا که در حال حاضر حتي سنک آرامگاه آل احمد در شهر ري را نيز شکسته اند.
اين کار درستي نيست! خانم دانشور و جلال آل احمد آدم هاي خدومي براي اين کشور بودند و نبايد با حساسيت هاي غير لازم چنين مسائل ساده اي را پيچيده کرد. در نهايت براي من اهميتي ندارد، آدم مال زمين است و هر کجا که در گذشت بايد او را به زمين بسپارند اما بهتر است که مرحوم دانشور در کنار همسرش در همان شهر ري آرام بگيرد . منبع: ميراث فرهنگي

برچسب:
پیوند مطلب: http://www.azadandish.ir/article.asp?id=656&cat=1


ارسال نظر

نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
 

   

دولت از هنرمندان نخواهد سیاهی را سفیدی ببینند

روابط مرید و مرادی در فیس‌بوک

انتقاد از تقلب برخی ناشران

چرا ناشران مسولیت سانسور را قبول نمی کنند؟

آخرین روز زندگی شخص دوم دوره رضا خان پهلوی

دخالت غیرمتخصص‌ها، طرح جلد را به ابتذال می‌کشاند

چه کسانی به‌ دنبال تاسیس خانه سینمای 2 هستند؟!

آرامش را به فرهنگ بازگردانید

کاخ گلستان جهانی شد

چرا کتابفروشی‌ها در مملکت ما در پی هم تعطیل می‌شوند؟

دولت نمی‌تواند لطیفه از چین وارد کند!

53 سال پس از درگذشت خالق «بیگانه»

نگاهی به ممیزی کتاب و چالش‌هایش

یوسا از اهمیت ادبیات می‌گوید

از فيگارو تا جستجو براي زمان از دست رفته

چهار ماه است که مرحوم شده‌ام!

شعر سرودن اضطراب را از بین می‌برد‎

یک نویسنده متن‌های عزا و عروسی را کتاب کرد

سخت‌ترین آثار فرانسوی زبان که نمی‌توان خواند کدام‌ها هستند؟

کتابخانه چخوف طرفدار جمع می کند

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright© 2008 Azadandish.ir. All rights reserved, Info@Azadandish.ir
تعداد كل آمار بازديدكنندگان: 1496081، تعداد بازديد امروز : 187